نام شعر: عاشقانه شاعر: ناصر باقرپور تهمتن

عاشقانه*
پرنده عشق
بال ارزو می گشاید
و در اسمان جوانی
هوس مهربانی می کند
گل مریم
به گلستان سری می زند
و در باغچه ی خانه
هوس عاشقی میکند
وسعت خیال
پرواز بی پایان می طلبد
به سرزمین عاشقی
و پرنده ی عشق
در استانه ی جوانی
در اسمان گلستان پرواز میکند
ودر اندیشه دارد
در زمستانی سرد
عشق را به حریم خانه اش محرم کند
و مریم
میهمان خلوت شبهای عاشق است
و عاشق لبریز از نیاز
به فرداها می اندیشد
و معشوق با ناز
به فکر امروز است
------------------

نام شعر: معشوق عاشقانه ام شاعر: سپیده مظهری

آسمانم ابری است
باز خورشید ز نگاهم رخت بربسته
باز دل دیوانه ام می درد زنجیر انتظار را
و صدایم اما
به زبان سکوت برکه ها
فریادت می زند تا بخروشد
دل دریایی واژه ها
آخر تو بگو ای عشق من
چگونه نتوان گفت که بی تو من تنهایم؟!
که بی تو دستانم خالی است
از مهر عاشقانه ات
ثانیه ها!
بگذرید از این من دیوانه
بگذرید تا بگذرد این روزگار تنها یی
تا بیاید باز هم ساعت دیدار عشق
تا ببوسم باز هم
آری ببوسم باز هم
لب های شیرینتر از خواب کودکانه ام
تا ببینم با� ...
(ادامه شعر)

------------------

 نام شعر: عاشقانه شاعر: محمد نیکخواهی

عاشقانه
تمام خاطرات من دوباره زنده می شود
به شوق دیدنت دلم مثل پرنده می شود
براي فصل عاشقی دوباره شعر گفته ام
نه از غم جدایی اش براي وصل گفته ام
زمین به زیر پای من دوباره سبز می شود
و آسمان سقف من آبی تازه می شود
نگاه گرم و دلنشین پر از ترانه می شود
لبخند قرمز و قشنگ چه جاودانه می شود
صدا بزن مرا بگو که عاشقم به عشق تو
هزار بار بگو بگو چه عاشقانه می شود
دوباره دست گرم تو به قلب من گره زده
صدای قلب من شنو به خاطر تو می زند
بگو تو از ترانه ها ز ...
(ادامه شعر)