X
تبلیغات
تحقيق / نرم افزار / فيلم / موسيقي - عاشیق کیست؟
تحقيق / نرم افزار / فيلم / موسيقي
بزرگترين وبلاگ << تحقيق/ نرم /افزار/ گيم/ فيلم /موزيك/ عكس/>>
تاريخ : یکشنبه 1390/01/21 | نویسنده : ع.پ.خ
کلمه‌ی"آشوله "(Asula) درزبان ترکی اُزبکی به مفهوم ترانه و آهنگ است و"آشوله چی "(Asulaci) به‌معنای خواننده با واژه‌ی عاشیق( آشیق) از یک ریشه هستند. عاشیق‌ها درطول تاریخ به اسامی مختلفی چون "وارساق "(Varsaq)، "ایشیق "(Isiq)، "اوزان "(Ozan) و "نشاق "(Nasaq) شناخته می شده‌اند. بعضی ازمحققین فولکلور ملل ترک به این نتیجه رسیده اند که عاشیق برگرفته از کلمه‌ی ترکی"ایشیق "(Isiq) به مفهوم نور و روشنایی است. درداستان پهلوانی"کوراوغلو" که یکی ازداستانهای مهم ادبیات عاشیقی به شمار می رود، آمده است:

کوراغلو دئر من عاشیقام

( کوراغلو می گوید: من عاشیقم )

عاشیق دئییلم ، ایشیقام

(عاشیق نه ، که ایشیق) نور و روشنایی( ام )

عاشیق‌ها درمیان اقوام مختلف ترک زبان به‌عناوین و اسامی مختلفی نامیده می شوند. درترکمن صحرا و جمهوری ترکمنستان"باغشی "(Baqsi)، در ازبکستان"باخشی "(Baxsi)، "بخش "(Baxs) و"جیرچی ("(Jirci، در ترکیه و آذربایجان و ایران "عاشیق ("(Asiq نامیده می شود. درهرصورت عاشیق هنرمندی است که شعر می گوید، آهنگ می سازد، می نوازد ومی خواند. عاشیق‌ها در میان اجداد آذربایجانی‌های امروزی یعنی"اوغوز" ها ارج و منزلتی بسزا داشته اند و"اوغوزها" به "قوپوز "(qopuz) – سلف "ساز ("(saz امروزین آذربایجانی – حرمت می نهاده اند، آنچنان که اگرازکسی در حالی که "قوپوز" در دست داشته، خطایی در خور مرگ سرمی زد، به احترام "قوپوز" از او درمی‌گذشتند. در داستان دهم کتاب"دده قورقود"، "اغراق" برادرش را خفته می یابد و قوپوز او را از بالینش برمیدارد."سغرق" بیدار می شود و می خواهد برادر را با شمشیر از پای درآورد ( دو برادر پیشتر همدیگر را ندیده اند ) ولی چون قوپوز را در دست او می بیند، می گوید:" من تو را نمی کشم، چرا که بی احترامی به "قوپوز دده قورقود" است. اگر قوپوز در دستت نبود، با شمشیر دو نیمه‌ات می کردم." وقتی "ساز" را آن حریم و حرمت باشد، پیداست که عاشیق نیز منزلتی خاص در بین مردم خواهد داشت.

عاشیق‌ها به گواهی آثار و گفته‌هایشان از آگاه ترین و عالم ترین مردمان روزگار خود بوده وهستند. برخی از آنها به زبان‌های عربی و فارسی نیز تسلط کافی داشته و از این زبانها دراشعار خود به کرات استفاده کرده‌اند. "عاشیق علعسگر" یکی از استادان هنرعاشیقی، عاشیق را چنین معرفی می کند:

عاشیق اولوب ترک وطن اولانین

( آنکه عاشیق شده و وطنش را ترک می کند )

ازل باشدان پرکمالی گره کدیر

( از ازل باید اهل کمال باشد )

اوتوروب دورماقدا ادبین بیله

( در نشست و برخاست آداب دان )

معرفت علمیندن دولو گره کدیر

( و به علم معرفت و شناخت آشنا باشد )

**

خلقه حقیقتدهن مطلب قاندیرا

( حقایق را به مردم بفهماند )

شیطانی اؤلدوره ، نفسی یاندیرا

( شیطان را ازمیان برداشته و نفس را بسوزاند )

ائل ایچینده پاک اوتورا ، پاک دورا

( در بین ایل و مردم به پاکی و درستی شناخته شود )

دالیسینجا خوش صدالی گره کدیر

( و پس خوش صدا باشد )

 

و "عاشیق عزیز شهنازی" ازعاشیق‌های متأخر تبریز در وصف"عاشیق" چنین می سراید:

عاشیق گره ک عارف اولا ، سؤز قانا

(عاشیق باید، عارف باشد و رازآشنا )

بیلیکده بنزه یه بحر عمانا

( درعلم و دانش دریای عمان باشد )

طریقت له ، شریعت له ، ارکانا

( اول به ارکان دین و شریعت و طریقت )

وارد اولسان ، آختاریول، اوندان دانیش

( آشنا شده و بعداً حرف بزند )

و هم او در شعر دیگری ضمن شکوه و گلایه از کسانی که"عاشیق" را مورد ایذأ واذیت قرار می دهند، به توصیف و تحلیل شخصیت عاشیق می پردازد:

سؤیله گناهینی بیلک قارداشیم

( گناهش را بگو ما هم بدانیم، برادر)

چاپیپ تالاییبدی ، هارانی عاشیق؟

(عاشیق کجا را غارت کرده است؟ )

سور و بدو قانینی هانسی کاسبین

( خون کدام بیچاره و فقیر را مکیده )

ووروبدو دئه کیمه یارانی عاشیق؟

( و چه کسی را مجروح ساخته است؟ )

*

آلماییب ظولم ایله مالین فقیرین

( مال هیچ فقیری را به ظلم نگرفته )

توتماییب اؤزگه‌نین بیر پارچا ئیرین

( زمین هیچ کسی را غصب نکرده است )

اؤلدوروب آتاسین هانسی صغیرین

( پدر کدام صغیر را کشته )

گئیدیریب أینینه قارانی عاشیق؟

( و سیاه پوشش کرده است؟ )

*

"عزیز" سازلا – سؤزی ائله ییب پئشه

("عزیز" ساز و صحبت را پیشه‌ی خود کرده است )

اؤرده‌ ک سیز گؤل اولماز ، اصلان سیز مئشه

( برکه‌ی بی اردک و جنگل بدون شیر نمی شود )

فیکری بودور، اولا شادلیق همیشه

( فکرعاشیق همه این است که همیشه شادی باشد )

سؤز گزدیریب وورماز آرانی عاشیق

( اوهیچ وقت سخن چینی کرده "دو به هم زنی" نمی کند )

به این ترتیب در می یابیم"عاشیق" هنرمندی است آگاه وعالم وعامل به مسایل دینی واحکام شرعی، انسانی پاک دامن و مورد احترام و حرمت همه‌ی مردم که درغم‌ها و شادی‌های آنها شریک است. او همیشه خواهان شادی و جشن و سروراست و جشن‌ها و عروسی‌ها بی وجود او رونقی ندارد.

موسیقی عاشیقی:

موسیقی بخش محوری هنرعاشیقی است. "ساز ("(Saz در اغلب مناطق آذربایجان تنها آلت موسیقی عاشیقی به‌ شمار می رود اما درمنطقه‌ی"تبریز-قره داغ" دو نوازنده‌ی دیگر با "بالابان" (Balaban) و" قاوال" (qaval) عاشیق را درارائه‌ی هنر خود یاری می کنند. براساس گفته‌های عاشیق‌های استاد، موسیقی عاشیقی ۷۳-۷۲ آهنگ دارد."عاشیق اسد" آن را ۷۳ آهنگ می داند :

کامیل اوستادلارین گولون درمه سن

( اگرازگلشن علم استادان گلی نچینی )

حقیقتی سینه ن اوسته سرمه من

( اگر حقیقت را به قلب خود راه ندهی )

۷۳ هاوادان خبر وئرمه سن

( اگر از ۷۳ آهنگ آگاه نباشی )

اؤلوم یئی دیر سنه ائل قاباغیندا

( در مقابل مردم، مرگت بهتر است )

و"عاشیق علعسگر" به ۷۲ آهنگ معتقد است:

دوققوزو بیر شیب تاپیب اوچ جه یول

( نُه سیم جمع شده و سه "راه" پیدا کرده است )

اون بارماق اونلاری ائیله ییر قبول

( ۱۰ انگشت آنها را می نوازد )

۷۲ هاوا شاه پرده یه قول

( ۷۲ آهنگ بنده‌ی"شاه – پرده"- اند )

"علعسگر" یولدوغو غازدی قاباقدی

( آنچه می بینی غازی است که علعسگر پرهایش را کنده است) (اشاره به حریف شکست خوردهاست.)

اما این تعداد با گذشت زمان از طرف عاشیق‌های دیگر زیاد شده وامروزه به ۱۴۰-۱۳۰ آهنگ رسیده است. بعضی ازاین آهنگ‌ها در یک منطقه‌ی خاص مشهور بوده و در آنجا بیشتر ایفا میشوند. بعضی ازآهنگ‌ها در مناطق مختلف به اسامی گوناگونی نامیده می شوند. به عنوان مثال آهنگ"مخمس"عاشیق‌های تبریز، در آذربایجان غربی با نام "دستان" مشهور است. هرعاشیقی ساز خود را هماهنگ با تن صدای خود کوک می کند، به این صورت که اگر صدایش"زیل"باشد آن را زیل و اگر"بم" باشد آن را بم کوک می کند.لازم به ذکر است که بم نواختن و زیل خواندن و یا برعکس زیل نواختن و بم خواندن در میان عاشیق‌ها مردود شمرده می شود.

آهنگ‌های موسیقی عاشیقی به سه گروه تقسیم می شود که هر گروه ویژگی‌های خاص خود را دارد:

۱- اورتا هاوالار ( آهنگ های بالا). این آهنگ‌ها از پرده‌ی چهارم به بالا نواخته می شوند. اینها نوازنده را خسته نمی کند.

۲- اورتار هاوالار ( آهنگ های میانه). این آهنگ‌ها مابین شاه پرده‌ی بالا (پرده ی چهارم) و شاه پرده‌ی میانی (پرده ی نهم) نواخته می شود.

۳- آشاغی هاوالار ( آهنگ های پایین). این آهنگ‌ها در پرده‌های پایین تراز شاه پرده‌ی میانی نواخته می شوند. اینها به علت زیل بودن باعث خستگی نوازنده می شوند. اسامی آهنگ‌های موسیقی عاشیقی به تفکیک سه گروه بالا به ترتیب زیر است.

آهنگ‌های بالا ( یوخاری هاوالار):

کسمه دیوانی _ شاه خطائی دیوانی _ تره کمه گؤزه ل لمه سی _ قهرمانی _ تاجری_ همدان گرایلی سی_شاهسون _ زه وزه گرایلی سی_ قارص هاواصی _ اوردوباد گؤزه ل لمه سی _ روحانی _ اکبری _ کسمه کرم _ غربتی _ یانیق کرم _ دستان _ حبیبی _ جیفالی تجنیس _ معمولی تجنیس _ دیک دابانی _ تورکیه گرایلی سی _ نارنجی _ کرم گؤزه ل لمه سی _ وطن امراهی سی _ اورمیه امراهی سی _ شاغی _ نمدی_ دیلغمی _ حیدری _ قوجا قارتال.

آهنگ های میانه ( اورتا هاوالار):

مانی _ محترمی ( کوراوغلو کنگی سی ) _ صور اسرافیل _ قره عینی _ قیزلار گؤزه ل لمه سی _ آراز باسدی ( شرور گؤزه ل لمه سی) مصری ( شفق) _ گؤزه ل لمه _ حلبی _ عسگری _ دوراخانی _ آغاخانی _ ساللاما دوبیت _ معمولی دو بیت _ جمشیدی _ دول هیجران _ پاشام کؤچدی _ بنایی هجران _ شکریازی _ زیل امراهی _ قره باغ شکسته سی _ سلماس پناهی سی _ کلبعلی خان _ آذربایجان هاواسی _ گؤیچه گؤزه ل لمه سی _ ماهور _ ساری کؤینک _ اوچوبیر _ موغا جیران _ هشتری _ اورتاشور ماهنی سی_ تورکو کوراوغلو.

آهنگ های پایین ( آشاغی هاوالار):

سماعی _ بهمنی _ ائرمنی کشیش اوغلوسو _ نصرالله قره باغی سی _ خاچا خالدار _ کسمه هجرانی _ ائل کوچدی _ شیروانی ( زیل شکسته ) _ سولدوزی (ساللاما بهمنی ) _ پناهی (سگیگز یارپاق) _ شرقی _ اوغلان- اوغلان _ کوراوغلو جهلمه سی

پاورقی :

۱و۲ – افندیوف ، پاشا . آذربایجان شفاهی خلق ادبیاتی . باکو : انتشارات معارف ،۱۹۹۲ ، ص ۲۳۷ .

۳- محمدی ، جلال ، " شعر بومی آذربایجان در یک نما " ، فصلنامه شعر ، شماره ۲۱ ، ص ۶۶.




ابزار رایگان وبلاگ

طراحی سایت

جهان 3